کسب درآمد اینترنتی کسب درآمد اینترنتی
با کمتر از ۲ ساعت کار در روز درآمدی معادل ۹۰۰.۰۰۰ تومان داشته باشید
مترجم متن ۱۶ زبان
سایتهای خارجی را از این پس با زبان فارسی باز کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 8 تیر ماه سال 1388

قطعه و مفرد


جلوه‌گری
اصغر اگر به کربلا جلوه‌گری نمی‌نمود
دفتر ماتمِ حسین ناقص و ناتمام بود

 

رباعی و دوبیتی


گلکده
این کیست که جامِ ما پر از مُل کرده
این شور و نوا به ما تقبّل کرده
در گلکده‌ی رباب و ارباب حسین
یک دسته گلِ‌ محمدی گل کرده

رَشک
علی اصغر تو رشک آسمانی
تویی که یوسفان را دلستانی
اگر عمر تو در شش ماه طی شد
هزاران سال ذکرِ عاشقانی

اشعار عروضی


باران
فاش می‌گویم که حیرانِ علی اصغرم
لحظه‌های عمر مهمانِ علی اصغرم
چون نفس در سینه‌ می‌پیچد،‌ نسیمِ عطرِ اوست
سرخوشم یارب غزل‌خوانِ علی اصغرم
اسمعیل عشق اویم، مسلخم هر مجلسش
کشته دیدار و قربانِ علی اصغرم
گر چه در دنیا به کامم هست شهد زندگی
این همه مدیونِ چشمانِ علی اصغرم
دیگران من را به نام خاک پایش خوانده‌ات
در پناه عشق و عنوانِ علی اصغرم
در شب میلاد او با نغمه‌های یا حسین
فکرِ آن لب‌های خندانِ علی اصغرم
گر که او خود تشنه‌ی کرب و بلای عاشقیست
تشنه‌ام عطشانِ بارانِ علی اصغرم

جادو
شیعه‌ها لحظه‌ی گل شکفتنه، دیگه غم سر اومده
آسمون و رنگِ شادی بزنید، علی اصغر اومده
صنما پیش رخش زانو زدند، همشون به شور و شین
روی لب‌های همه گل می‌کنه، گلِ ذکرِ یا حسین
شاه عالم داره این شقایق و، تو بغل بو می‌کنه
علی اصغرِ حسین با چشمِ خود، داره جادو می‌کنه
تو جهان قند و عسل، نقل و نبات، دیگه معنا نداره
عاشقِ علیِ اصغرِ حسین، غم و غوغا نداره
بیایید تا وقت سختِ جون دادن، عاشقِ اون بمونیم
بیایید توی کلاس درسِ عشق، درسِ اصغر بخونیم
ای خدا به سینه‌ی خسته‌ی ما، امشب و صفا دادی
آخرین فدایی کربلا رو، هدیه به مولا دادی
کاشکی می‌شد همین امشب تا سحر، از قفس رها باشیم
تو خواب و بیداری، پر بزنیم، همه کربلا باشیم

عیدی
زمانی که به این دنیا رسیدی
مرا در حلقه‌ی جانان کشیدی
به من عاشق شدن را هدیه کردی
زدی بر قلبِ من رنگِ سپیدی
به دل بستی درِ هر گونه خواهش
به دستم دادی از خود یک کلیدی
کلیدی بود حک گردیده رویش
علی اصغر تو رمزی بر امیدی
شب عید است و دل از تو بخواهد
عطا بنمایی از لطف خود عیدی
دمی بر نغمه‌های دل بده گوش
بجز کرب و بلا چیزی شنیدی؟
براتم را تو امضاء کن علی جان
بده این خسته را حال و نویدی

ذکر و سرود


آزاده
ای خدا دلبرم آمد
شه و تاجِ سرم آمد
علیِ اصغر مولا
ساقی و ساغرم آمد
یا علی یا علی اصغر (3)
شیعه آزاده‌ی عشقش
همه دلداده‌ی عشقش
او چو شمع و همه شیعه
شده پروانه‌ی عشقش
یا علی یا علی اصغر (3)
آمدی ای نوبهارم
برده‌ای صبر و قرارم
کرده‌ام نذر قدومت
همه‌ی دار و ندارم
یا علی یا علی اصغر (3)
ای که همراز حسینی
عشقِ طناز حسینی
کربلا لحظه‌ی آخر
طفلِ سرباز حسینی
یا علی یا علی اصغر (3)

تاراج
آن گوشه‌ی ابروی تو
پیچ و خمِ یک موی تو
من را هوایی می‌کند
کرب و بلایی می‌کند
علی علی ـ علی علی (3)
هر جا روم با یاد تو
در مجلسِ میلادِ تو
دل را پریشان کرده‌ای
تاراج این جان کرده‌ای
علی علی ـ علی علی (3)
خاک حریمت ای نفس
پیچیده در بینِ قفس
سرمه به چشمان‌ِ من است
آرامشِ جان من است
علی علی ـ علی علی (3)

شور و بحر طویل


عشق همه ـ عشق حسین ـ مددی یا علی اصغر
عیدی بده ـ نورِ دو عین ـ مددی یا علی اصغر
دست خواهرش رقیه دست داداش و می‌گیره
عمه زینب داره امشب واسه خنده‌هاش می‌میره
اومدم برا عزیزِ دلِ اربابم بمیرم
تا که من عیدی نگیریم از درِ خونه‌اش نمی‌رم
اون که خوابیده در آغوش گل احساسِ ربابه
یل ام البنین امشب مستِ عباسِ ربابه
چی بگم از ناز چشماش دوتاشون دریای الماس
برق بازوهاش نشسته روی بازوهای عباس

دوشنبه 8 تیر ماه سال 1388

قطعه و مفرد


آیات
برخیز دلا نماز آیات بخوان
خورشید رضا گرفته در بر مه جود

رباعی و دوبیتی


زلف
ای کاش دمی شود که در خواب رخش
من بنگرم و ز من بَرَد تاب رخش
این نیمه شب و ذکر لب و تنهایی
شب زلفِ جواد و گشته مهتاب رخش

باب المراد
غم مخور آمد شفیعی بر معاد
حق گشوده از کرم باب المراد
گوش کن بر نغمه‌های جان فزا
ذکر لب‌ها یا محمّد یا جواد

هبذا
هبذا ام الحسن بین دسته گل آورده‌ای
بر وجود خستگان جامی ز مُل آورده‌ای
گوهری همنام زیبای محمّد درجهان
مصحفی بر مکتبِ ختم الرسل آورده‌ای

اشعار عروضی


صباصفت
بوسه به پای تو زند، صد مه و مِهر و مشتری
تا که به یک نگه دهی، حال و هوای خوشتری
نور به کف رسیده‌ای، کیستی ای صبا صفت
هیچ نداند آدمی، جن و فرشته یا پری؟
شهره‌ی جودِ تو شده، وردِ زبانِ عالمی
ریخته از جمال تو، بر سر عرش گوهری
پشت سرت نگاه کن، ماه و ستارگان ببین
سوی مدینه می‌بری، از برِ عرش لشگری
هر مژه از کرشمه‌ات، شوقِ امام هشتمین
چونکه به آغوشِ رضا، هست رضای دیگری
بابِ مرادِ عاشقی، با قدم تو باز شد
حمد و ثنای حق کنم، از کرم تو دلبری
روز ازل گمان کنم وعده گرفتم از رخت
تا نفسی بُود مرا بر منِ خسته بنگری

وصال
دهم ماه رجب بود دل و بی قرینه ساختم
میونِ کویرِ قلبم انگاری مدینه ساختم
توی اون شهرِ مدینه خونه‌ای غرقِ سرور بود
فکر کنم که تو دلِ شب نوری چشم به راه نور بود
اونجا بود دیدم که سینه‌ دیگه آرومی نداره
داره از چشمای خورشید، ستاره آروم می‌باره
فهمیدم بارونِ امشب بارونِ شوقِ وصاله
خدا می‌دونه میونِ دلِ من چه شور و حاله
گفتم ای خدا چه سازم با دلی که بی‌قراره
صدایی اومد که گفتش غم مخور این تبِ یاره
گفتم ای خدا ندونم امشب این دلم چها شد
یه ندا اومد تو سینه دلت آهوی رضا شد
گفتم این نورِ چیهِ اسمش، که تو سینه پا نهاده
گفتند اسم اون محمّد،‌ حضرتِ امامِ جواده
شکر حق که مشکل من حلّ ز لطفِ کیمیا شد
عاقبت بعد یه عمری ‌مسِ قلبِ من طلا شد

هلال
از جنان تا به مدینه صف انس و مَلَک است
به خم شانه‌ی سلطانِ ولا دلبرک است
دلبرک نه تو بگو شمع و گل و شاپرک است
خانه شد خوان سخا چشم جوادش نمک است
          دهم ماه رجب نیمه شبش دیدنی است
          یک گلستان کرم و وقت کرم چیدنی است
تا سحر زمزمه دارد صدفی با گوهرش
بوسه ریحانه زند گه لب و گه بصرش
همچو خورشید که بنشسته هلالی به برش
روبرو شد رخ اربابِ رضا با پسرش
          خانه‌ی شاه خراسان گل و گلشن کده شد
          بر جبینِ‌ پسرش نام محمّد زده شد
امشب از امرِ رضا کارِ حکیمه طرب است
تا سحر مرغِ پرستارِ مهِ نیمه شب است
دیده طفلی رخش شهد و زبانش رطب است
چشم وا کرده همی حمد و ثنا را به لب است
          این چه طفلیست که یک معجزه‌اش زمزمه است
          به خدا عشق رضا و علی و فاطمه است


ذکر و سرود


ذوالفنون
فرشته‌ها خنده زنان
پیش خدا میون عرش
ستاره‌ها رو می‌ریزند
از آسمون به روی فرش
چون که یه یار آشنا داره می‌آد
گل پسرِ امام رضا داره می‌آد
یا جواد ابن الرضا ـ یا جواد ابن الرضا (2)
کرشمه‌ی این گلِ عشق
دل می‌بره ز اولیاء
یک سره نازش می‌خرند
هم اوصیاء هم انبیاء
صفا داره دیدن روی ماهِ او
دل ز همه می‌گیره یک نگاهِ او
یا جواد ابن الرضا ـ یا جواد ابن الرضا (2)
شه پسرِ امام رضا
کرده مرا کن فیکون
کی می‌شه دل را بِکُشَد
با اون دو چشمِ ذوالفنون
امشب و ای خدا نگیر ز عاشقون
عشقِ جواد نشسته در روح و روون
یا جواد ابن الرضا ـ یا جواد ابن الرضا (2)

مهمان
شهرِ مدینه امشب، عشقت ز ره رسیده
از بهرِ دیدنِ او، قدِ فلک خمیده
او پادشاه عالم، ما بنده و گداییم
دل‌ها همه مدینه‌است، مهمان این سراییم
در فصلِ ظهورِ عشق
مهمانِ مدینه‌ایم
در بزم سرورِ عشق
شاد و بی‌قرینه‌ایم
مولا حضرت جواد ـ مولا حضرت جواد ـ مولا حضرت جواد (2)
ما منتظر به وصلِ، آن ماهِ پر ز جودیم
از این محبّت حق، بنگر که در سجودیم
این کاروان فتاده اندر ره حضورش
تا کی فنا بگردد در عرصه‌ی عبورش
شکر حق که جملگی
در عشقش فنا شدیم
با بودِ جودِ جواد
مدیونِ رضا شدیم
مولا حضرت جواد ـ مولا حضرت جواد ـ مولا حضرت جواد (2)

رهبر
عالمِ شیعه گشته شاد ـ‌ آمده حضرت جواد(2)
گلشنِ رویِ ماهِ او
درد مرا دوا کند
گوشه‌ای از نگاه او
مرا ز غم رها کند
عالمِ شیعه گشته شاد ـ‌ آمده حضرت جواد(2)
دسته گلِ باغِ رضا
کرده مرا اسیرِ عشق
دار و ندار و هستی‌ام
داده به باد امیرِ‌ عشق
عالمِ شیعه گشته شاد ـ‌ آمده حضرت جواد(2)
جود و سخا و کرمش
به لب ترانه‌ می‌زند
به قلبِ شب گرفته‌ام
گلِ ستاره می‌زند
عالمِ شیعه گشته شاد ـ‌ آمده حضرت جواد(2)
از صدف بحرِ ولا
آمده گوهری دگر
ز لطف حقِ ذَا الجلال
آمده رهبری دگر
عالمِ شیعه گشته شاد ـ‌ آمده حضرت جواد(2)

 

شور و بحر طویل


امشب امام رضا می‌گه ـ یا جواد الائمه
حتی خودِ خدا می‌گه ـ یا جواد الائمه
دل من شاد و دو چشمام ز قدومش بی‌قراره
داره از عرش معلا آقامون عیدی می‌آره
یه فرشته روی لبِ بومِ خونه‌ی رضا نشسته
یه ملک عالم بالا مثِ ما کاسه به دسته
بیایید امشب و عیدی از خود زهرا بگیریم
کاسه‌ی گداییمون رو همگی بالا بگیریم
بوسه‌ گیرِ لبِ این گل گلِ هشتمه ماشاء الله
عمه معصومه‌ی این گل گوهرِ قمه ماشاء الله
ما که با ذکر جوادش مدد از رضا می‌گیریم
با غلامیش همه عمر رو سرا رو بالا می‌گیریم

پنجشنبه 4 تیر ماه سال 1388

مداحی شهادت  امام هادی(ع)

خراب شده غریبونه ، گلدسته های سامرا

بهشتی که پر می زنند ، دور و برش فرشته ها

 

شده باغ آرزوهای شیعه پرپر

شده غرق خاک و خون اون صحن مطهر

اگه ویرونه شده شش گوشه ش خدایا

گرفته رنگ حریم خاکی مادر

 

---------- واویلا ----------

 

شده دلامون از غمِ ، امام هادی چاک چاک

از ماتمش یه آسمون ، ستاره ریخته روی خاک

 

بهار قلبش اسیر فصل خزونه

بارونی و ابری چشمای آسمونه

توی کوچه دستای آقامونو بستند

آقایی که خون شده قلبش از زمونه

 

---------- واویلا ----------

 

تا دل آقا می گرفت ، به زیر لب دعا می کرد

با اشک چشماش یادی از ، حسین و کربلا می کرد

 

گرفته امشب همه عالم رنگ ماتم

دوای درد دلامونه اشک نم نم

غریبونه روضة آقا رو می خونیم

می گیره هیئت دوباره بوی محرم

منبع: وبلاگ در نواحی نوحه

سبک واحد

پنجشنبه 4 تیر ماه سال 1388

مداحی شهادت  امام هادی

داره رنگ و بوی غم سامرا

آقـام غریبـه به خـدا

 

بوی غم می رسه از ، سمت شهر سامرا

دل من پر می زنه ، دور مرقد آقا

 

ویرونه گلدسته های حرم مطهرش

شده خاکی حرمش شبیه قبر مادرش

 

غرقه خاکه پرچمش ، دل سیاهپوش غمش

بیقرار حرمش

 

-----------------------------------

 

حرف رفتن می زنه ، با دلی پر شراره

زخمیه بال و پرش ، دیگه آروم نداره

 

وقتی که دست غم از باغ دلم لاله می چید

آقامون پای برهنه روی خاکا می دوید

 

کبوتر کنج قفس ، بیقرار و دلواپس

می زنه نفس نفس

 

-----------------------------------

 

اشک غربت جاری از ، چشای دریائیشه

روضة‌ارباب حسین ، همدم تنهائیشه

 

خون شده دلش بازم از اون همه رنج و عذاب

برده بودند آقامونو توی مجلس شراب

 

با دلی پر شور و شین ، روضه خون زینبین

زیر لب می گفت حسین

سبک زمینه

پنجشنبه 4 تیر ماه سال 1388

قطعه و مفرد


سلام
ای خسته سلامِ خستگان را بپذیر
بر گنبد زخمی و تنِ مسمومت

 

رباعی و دوبیتی


مظلومیّت
در مجلس مظلومیّت مردِ غریب
بنگر که دلم میان غمخانه گم است
این ناله ز ماتمِ امامِ هادی ست
معصوم دوازدهم امامِ دهم است

شهید
موی از غم سامرایی‌ام گشته سپید
در چهره چروک بی‌کسی گشته پدید
دانی که چرا به سینه و سر بزنیم؟
چون بوالحسن ثالث ما گشته شهید

چهارم علی
ای وای دوباره شام غربت سر زد
چاووش عزا به خانه‌ی دل در زد
در شهرِ جفا، مرد صفا تنها شد
چهارم علی از دیار فانی پر زد

 

اشعار عروضی


استخوان
زهر است چو همنشینِ جانم حسنم
می‌سوزد ازو که استخوانم حسنم
چون طاقت دیدن سرشکت نتوان
ای وای ز دست ناتوانم حسنم
خون‌ها که من از گلو برون می‌ریزم
هر قطره بُوَد بحرِ بیانم حسنم
من مرغِ مدینه بودم این شهرِغریب
عمریست که گشته آشیانم حسنم
از بس که ز جورِ دشمنان خسته شدم
شاید نفسی زنده نمانم حسنم
از بهرِ تو ای یتیمِ من می‌گریم
بر فصل غریبی‌ات جوانم حسنم
من لحظه‌ی جان دادن خود در فکرم
بر مهدی تو دل نگرانم حسنم

رضایت
گریه کردم میونِ روضه‌ی گنبدِ‌ خراب
آقا جون شیعه شده برای غربتت کباب
تو عزات برای وقتِ تلخِ مسموم شدنت
اون قدر ناله زدم تا که بشم نذرِ تنت
ای سفر کرده‌ی شهر مادری چی کشیدی؟
می‌دونم مادرت و لحظه‌ی جون دادن دیدی
می‌سوزه جسم کبودتِ از غمِ بی‌مادری
شمعی و پرونه ات گشته امام عسگری
تو غریب و یه غریب گرفته سر تو دامنش
داره گلبرگ یتیمی می‌ریزه رو گلشنش
به رضایت خداوند رضی رضا شدی
عاقبت ای به لقب هادی و مرتضا شدی
صدای العطش اومد از یه نای دیگری
شهر سامرا شده کرب و بلای دیگری

 

اشعار نو


در حال آماده سازی ...
 

ذکر و سرود


آغوش
خانه‌ی هادی چو میدانِ شهادت ای خدا
تا ابد راضی‌ شده او بر رضایت ای خدا
شد به شهرِ سامرا
دردِ او آخر دوا
زیر لب گوید غمین
من غریبم ای خدا
ای غریبِ سامرا ـ ای غریبِ سامرا (2)
زهر دشمن برده از مولا قرارش ای خدا
لخته‌های خون به دستان جوانش ای خدا
در کنارِ جسمِ او
شد گُلش در گفتگو
ای پدر قربان تو
با حسن حرفی بگو
ای غریبِ سامرا ـ ای غریبِ سامرا (2)
کربلا شد سامرا با این نظاره ای خدا
ماه خون افتاده آغوشِ ستاره ای خدا
لحظه‌های آخر است
حال مولا دیگر است
بی تو یا ابن الجواد
خاک عالم بر سر است
ای غریبِ سامرا ـ ای غریبِ سامرا (2)

بی‌نفس
می‌سوزم از زهرِ جفا یارب به فریادم برس
تنها ببین افتاده‌ام در کنجِ حجره بی‌نفس
کی می‌شود از غصه آزادم کنی
من دیدن مادر کمی شادم کنی
یا سَیدی مَولایَ یابن الفاطمه (4)
این خاک غربت می‌شود خاک مدینه خاک غم
از بس کشیدم ای خدا محنّت ز کینه دم به دم
فصل وصال و فصل وصلت آمده
مادر به این شهرِ اشک و غربت آمده
یا سَیدی مَولایَ یابن الفاطمه (4)
سر می‌گذارم من به زانوی یگانه یارِ خود
می‌گریم از بهرِ حسن تازه جوانِ زارِ خود
تنهای تنها مانده‌ای ای بی‌کسم
من هم زمانی بهرِ یاری می‌رسم
یا سَیدی مَولایَ یابن الفاطمه (4)

 

شور و بحر طویل

یا علی ابن جواد ـ یا علی ابن جواد (2)
خدا اون روز و نیاره آدمی سفر کنه
توی غربت بشینه فکر وطن به سر کنه
خدا اون روز و نیاره یه غریب تنها بشه
دشمنای بی‌خدا دور و برش پیدا بشه
خدا اون روز و نیاره اشکِ غربت بریزه
از لبای زهر چشیده خونِ محنّت بریزه
خدا اون روز و نیاره که بسوزه جگرش

پدری جون بده رو دستای سرخِ پسرش



منبع:وبلاگ حسن فطرس

چهارشنبه 27 خرداد ماه سال 1388

ام البنین فرشتة مهر و وفا

ام البنین مادر مهربونیا

 

ام البنین دلش به شور و شینه

ام البنین امید زنیبینه

ذکر لبش دم همه دم حسینه

 

می گفت به عباس پسرم ، ارباب تو حسینه

تو شبهای غربت و غم ، مهتاب تو حسینه

 

------------- ام البنین وای وای -------------

 

یه کاروان برگشته اما بی سپاه

یه آسمون ستارة ‌بدون ماه

 

براش خبر آوردن از کربلا

از علقمه از ماه نخلستونا

از سرهایی که رفت روی نیزه ها

 

می گفت چهار تا پسرم ، فدای نور عینم

می گفت به زینب عزیزم ، بگو کجاست حسینم

 

------------- ام البنین وای وای -------------

 

زینب حالا داره میده شرح سفر

با اشک میگه از چل تا شام بی سحر

 

غریبونه گلای یاس و چیدن

ماه منو به خاک و خون کشیدن

پیش چشام لاله رو سر بریدن

 

پیشونی حسینمو ، با سنگاشون شکستند

سر اباالفضل تو رو ، به روی نیزه بستند

 

------------- ام البنین وای وای -------------

 

حالا شده شمع شبستون بقیع

یه شاخه گل میون گلدون بقیع

 

رفته سفر با چشمی پر ستاره

با قلب خون با دلی پر شراره

تو دستاشه یه مشک پاره پاره

 

رفته بشه ستاره ای ، تو آسمون زهرا

تا قیامت طلوع کنه ، با دو تا دست سقا
***************
دانلود سبک نوحه
منبع : وبلاگ در نواحی نوحه
چهارشنبه 27 خرداد ماه سال 1388

یه گوشه ای می شینه ، با دل بی تاب و بی صبر

گریه می ریزه نم نم ، کنار چار صورت قبر

 

با دلی مجروح غم ، روی دوشش کوه غم ، زیر لب می گیره دم

ای وای حسین مظلوم

با نگاهی غرق خون ، ‌می شه هر شب روضه خون ، میگه ای وای از دلم

ای وای حسین مظلوم

 

هم نواش ، بارونی می شه آسمون مدینه وای

گریه کار هر روز ام البنینه وای

براش از علقمه می خونه سکینه وای

 

------------- ---------------

 

زینب براش می خونه ، مرثیة سرخ گودال

بی تاب ناله می شه ، تا حدی که میره از حال

 

میگه از مشک و علم ، میگه از دست قلم ، وقتی که شد علقمه

پر از بوی گل یاس

با عمود آهنین ، آسمون نقش زمین ... ، اما اومد فاطمه

کنار تن عباس

 

مثل کوه ، علمدار حرم که تا آخر خط وای

با لب تشنه ایستاده بود لب شط وای

به روی لباش اسم حسین بود فقط وای
سبک زمینه
چهارشنبه 27 خرداد ماه سال 1388

بهشت رسول خاتمی ، زهرا

حقیقت اسم اعظمی ، زهرا

قسم به مقام عصمتت ، بانو

مادر تموم عـالمی ، زهـرا

 

پر می زنه دلم برا زیارتت ، به هوای شمیم یاس تربتت

همه دلامونو نذر تو می کنیم ، برای هدیة شب ولادتت

 

مادر مادر مادر ، ملیـکة اهـل جـنتی

مادر مادر مادر ، فرشتة مهر و رحمتی

مادر مادر مادر ، شفـیعة‌ کل خلـقتی

 

-------------- زهرا ریحانه النبی --------------

 

عشق و امید پیمبری ، زهرا

تو سورة قدر و کوثری ، زهرا

تجـلی نـور کـبریائـی تـو

تو یاس سپید حیدری ، زهرا

 

تو روح عصمتی تو بی نهایتی ، نسیم عشق و رحمت و شفاعتی

به شـب تار دنیـای دلای ما ، خورشـید نور و سـورة سعادتی

 

مادر مادر مادر ، حضرت خیرالنسا تویی

مادر مادر مادر ، کرامـت هل أتی تـویی

مادر مادر مادر ، هستی خون خدا تویی

 

-------------- زهرا ریحانه النبی --------------

 

بهشت امید مرتضی ، زهرا

سـتارة صبـح انما ، زهـرا

رشته های چادر توئه ، بانو

حبل المتین ما شیعه ها ، زهرا

 

عالـم پـر از تجلـیات کوثره ، لبریزه نـور یـک نـگاه مـادره

مادری که براش قشنگ تر از همه ، بردن اسم دلربای حیدره

 

مادر مادر مادر ، قبلة حاجات عالمی

مادر مادر مادر ، صبح مناجات عالمی

مادر مادر مادر ، رمز فتوحات عالمی

 

-------------- زهرا ریحانه النبی --------------

 

شده دل من به رنگ غم ، زهرا

اسیره میـون چنگ غـم ، زهرا

دل پریشون و عاشـقم ، هرشب

می کوبه به سینه سنگ غم ، زهرا

 

مهر تو دم به دم تو سینه می جوشه ، از اشک عاشقی داره دلم توشه

پر می زنه دلم به هـوای حرم ، به شـوق دیـدن ضـریح شش گوشه

 

مادر مادر مادر ، طواف گنبد طلا می خوام

مادر مادر مادر ، زیـارت نیـنوا مـی خوام

مادر مادر مادر ، برات کرب و بلا می خوام


سبک سرود را از این جا دانلود کنید
جمعه 22 خرداد ماه سال 1388
قطعه و مفرد


کوچه
روز مادر که همه خانه‌ی مادر بروند
لیک سادات بدانند که از کوچه گذر باید کرد

 

رباعی و دوبیتی

مادر آل محمّد(ص) عرشیان یکسره تکبیر زنان آمده‌اندخیلِ خوبان بهشت خنده کنان آمده‌اندبوی یاس است و صدایی که فقط می‌گویدمادرِ آل محمد به جهان آمده‌اند

 

سرچشمهامشب شده فرش و عرش در شادی و سورگردیده نبوت و امامت به سرورچون کرده عطا خدا به احمد، زهراسرچشمه‌ی یازده چشمه‌ی نور

 

بهشتآن شب که به معراج تو رفتی از هوشآن سیب بهشتی که به جان کردی نوشبا اذن خداوند کریم و رحمانامروز شده بهشتِ تو در آغوش

 

رخسارچون لحظه‌ی مولود تو گردید، رسولگویی که بود ذکر و ثنایی به لبشرخسار تو را نبی ببوسید و گریستآن روز ندانست کسی از سببش

 

اشعار عروضی

ماشاء اللهدیگر امشب سحر عاشقی آغاز شدهلب جبریل به روحِ نبی همراز شدهبی‌گمان مکه کنون شاهد اعجاز شدهچشم زهرا به سوی چشمِ پدر باز شدهبانوی حجب و حیا آمده ماشاء اللهبگو امّ النجبا آمده ماشاء الله* * *عرشیان بی سر و پا خنده کنان می‌آیندهمه زن‌های بهشتی ز جنان می‌آینداهلِ آگه به همه علمِ نهان می‌آیندبهرِ دیدار شه کلِ زنان می‌‌آیندبزم افلاک سرشتان همه در زمزمه استشب میلادِ پر از میمنتِ فاطمه است* * *یاس خود را نبی هر لحظه ببوید به‌به!از عیونش گل احساس بروید به‌به!با سرشکش رخ آن غنچه بشوید به‌به!طفل خود سجده کنان بیند و گوید به‌به!حق به دلدارِ خودش عالمی از دل دادهبه رسول نبوی یک مه کامل داده* * *این که بر بالِ خدیجه نورگون چون ماه استاز دلِ شادِ علی شاه عرب آگاه استمادرِ پاک حسن، زینبِ غمگین آه استبه خدا مادرِ مظلومه‌ی ثارالله استاو خودش اسوه‌ی تابنده‌ی زنها باشدبه خدا بهرِ پدر امّ ابیها باشد

 

معراجتو شهر مکّه خونه‌ای محفل حق پرستی بودخدیجه همراه رسول مرکز کل هستی بودوقتی به معراجِ صفا می‌رفت وجود مصطفیرسید به جایی که دیگه اونجا می‌شد جای خداکسی نتونست که بره همره ختم الانبیاءندا رسید محمّدم رسول من بیا بیاذکر ملائک همگی صل علی محمدهیه سیب سرخ عاشقی تو دست پاکِ احمدوقتی که سیب دو نیمه شد، عرش و سماء مجنونی شدمیون گلبرگ گلی، سیب اومد و مهمونی شدبدون که اون نور فاطمه‌ست فاطمه نور رحمتههر کی که با زهرا باشه همیشه جاش تو جنّتهدوست علی و فاطمه، با دشمنا یار نمی‌شنخوب می‌دونیم عاشقای زهرا گنهکار نمی‌شن

 

افتخارهست این برایم افتخار هستم گدای فاطمهپر می‌زند مرغِ دلم پر در هوای فاطمهگر جان دهم در راه او صد پاره پیکر هم شومباشد سعادت ای خدا باشم فدای فاطمهشد توتیای چشمِ من روشن نمای قلب منخاک بقیع خسته و غربت سرای فاطمهجز او ندارم در سرم هرگز خیالِ دیگریخود را به مسلخ می‌برم تنها برای فاطمههر جا که ذکر نام او بر لب تجلّی می‌کنددر سینه غوغا می‌کند مهر و لوای فاطمهگر او طلب کردی ز من هستی و دنیای مراعمر و تمام زندگی ریزم به پای فاطمهاز کودکی تا مردنم هر لحظه نامش می‌برمدارم به قلب عاشقم شور و نوای فاطمه

 

عقدهمرغِ عشقِ تو داره تو قلب من پر می‌زنهکفتری محبتت این در و اون در می‌زنهشبِ میلاد تو من یه بغضی تو نگام دارمکاشکی مهدی‌ات بیاد هزار هزار کلام دارموقتی که نغمه‌ی اسمت رو لبم سر می‌زنهضربانِ قلب من اون لحظه تندتر می‌زنههر کجا که می‌رسم این و می‌گم بی‌واهمهدشمن دشمناتم همیشه من یا فاطمهبه شفاعت تو دل بسته‌ دلِ شکسته‌امنظری کن بی‌بی جان ببین کجا نشسته‌امیه جوازِ مدینه وجودم و شفا می‌دهمن شنیدم که بقیع ویزای کربلا می‌دهبذار تا امشبه رو زندگیم و فدات کنمواسه یک بارم شده مادر تو رو صدات کنم

اشعار نو

در حال آماده سازی ...  

ذکر و سرود

حمددل من امشب خدایا هوس میخونه کردهبرای مولودِ زهرا خودش و گلخونه کردهنه که یک بار صد هزار بار می‌گم مجنون فاطمه‌امنه که امشب صد هزار شب می‌گم مهمون فاطمه‌امیا زهرا یا زهرا یا مولاتی یا فاطمه (2)می‌نویسم روی قلبم، مقیمِ کوی مدینهمی‌فرستم من سلامی سوی بانوی مدینههم ذکرم ، فکرم، همیشه در افکارمهمی‌دونم، تو عمرم، مددِ بی‌بی یارمهیا زهرا یا زهرا یا مولاتی یا فاطمه (2)شب میلادش که می‌شه همه عالم غرقِ نورهرسول الله مست شور و علی مولا در سرورههمه دلها همه لبها در ذکر حمدِ یاربّهاین گوهر این کوثر مام حسین و زینبهیا زهرا یا زهرا یا مولاتی یا فاطمه (2)

 

پرندهوقتی می‌گم یا زهرا دلم پرنده می‌شهتو سبقت از ملائک بازم برنده می‌شهزهرا خودش خورشید مشرقینهزهرا گلِ نبی و نورِ عینهزهرا خودش بهارِ عالمینهبذار بگم که مادرِ حسینهصلی الله علیک ـ یا فاطمة الزهرا(4)تمام آسمون‌ها ذره‌ای از نگاشندتمام کهکشون‌ها فرش به زیر پاشندخانم خیلی رئوفه،‌ مهربونهدرد همه گرفتارا می‌دونههر کی‌ می‌خواد که درد اون دوا شهحرز شریف فاطمه باهاشهصلی الله علیک ـ یا فاطمة الزهرا(4)قسم به عشق پاکش که نام اون علیهزهرا فقط تو عالم مظلومه اولیّهخانم زهرا قسم بر عشقِ حیدرقسم بر نسل پاک و نیکِ کوثرمدد کن تا بقیعت رو ببینممثِ مهدی روی خاکا بشینمصلی الله علیک ـ یا فاطمة الزهرا(4)

 

مبارکبر دو عالم مژده بادا بهرِ قرآن کوثر آمدبر پیمبر از خداوند بهرِ یاری دختر آمدبر نبی بادا مبارکمادرِ پیغمبر آمدگشته روشن چشم حیدرچون که او را یاور آمدحضرت زهرا خوش آمد (3)بارِ دیگر رحمتِ حق سوی عالم جلوه گر شددر قلوب فاطمیون عشق زهرا شعله ور شدچون پیمبر فخر عالمنخلِ عمرش پر ثمر شدآسمانِ نه فلک همغرق نورِ این گوهر شدحضرت زهرا خوش آمد (3)آسمانِ شهرِ مکه شامِ تیرگی سر آمدحامیِ دین، عشقِ حیدر، به ولایت یاور آمدصبح صادق رخ عیان کردشمس پاکی‌ها بر آمدشده خندان قلبِ احمدچون نبی را مادر آمدحضرت زهرا خوش آمد (3)

 

شعفچشمِ گل بارونیهکارِ دل حیرونیهگمونم پیش خداتو سماء مهمونیهحضرت زهرا مدد ـ حضرت زهرا مدد(4)اومدند فرشته‌هاهمره بهشته‌هاشده بزمِ شعفِهمه حق سرشته‌هااومد اونکه گوهرهاون که مام پدرهاز تموم مادرابه خدا زهرا سرهحضرت زهرا مدد ـ حضرت زهرا مدد(4)اومده نورِ شفقروحِ کلِ ما خلقانبیاء و اولیاءمحو این خلقت حقگل طاها اومدههستِ بابا اومدهاز گلستان خدایاسِ مولا اومدهحضرت زهرا مدد ـ حضرت زهرا مدد(4)

 

احساسدامان خدیجه پر شداز بوی گلِ یاسِ عشقچون سینه‌ی پیغمبر شدنجواگر احساسِ عشقخانه گرفته چه آب و رنگی ـ کی دیده نوری به این قشنگیاین سرورِ کلِ زنهاستامّ الحسنین و زهراستیا سیدتی یا زهرا (2)اومد گلِ یاسِ حیدرتا دل بگیرد از یارشحیدر شده محو نورِرخسارِ تنها نگارشخدا چه میلادِ پر سروری ـ نوری به سینه گرفته نوریدلم شده در مناجاتاز مقدمِ مامِ ساداتیا سیدتی یا زهرا (2)

 

تاجآمده ماه عالمینبهرِ نبی نورِ دو عینفاطمیون، حسینیونآمده مادرِ حسینفاطمه جان فاطمه جان ـ فاطمه جان فاطمه جان(2)دستِ همه سوی توجانِ همه سبوی تونشسته گنج خانه‌اشنبی به گفتگوی توفاطمه جان فاطمه جان ـ فاطمه جان فاطمه جان(2)ای سبب کون و مکانفاطمه ای نورِ جهانای از ازل تا به ابدتاجِ سرِ کلِ زنانفاطمه جان فاطمه جان ـ فاطمه جان فاطمه جان(2)دلم همیشه در دعااین رو می‌گه بی‌واهمهکی می‌شه ای خدا برمیه بار بقیعِ فاطمهفاطمه جان فاطمه جان ـ فاطمه جان فاطمه جان(2)

 

سیدتینور حق برآمدعمرِ شب سر آمدکه بر محّمد امشبیکّه دختر آمد (2)بر لبم این زمزمه شد ـ فاطمه فاطمهدرد و غمم خاتمه شد ـ فاطمه فاطمهسیدتی سیدتی ـ فاطمه فاطمهسیدتی سیدتی ـ فاطمه فاطمه (3)جان کوثر آمددل و دلبر آمدجار بزنید تو دنیاعشق حیدر آمد (2)تو هستیِ پیمبری ـ فاطمه فاطمهدفترِ راز حیدری ـ فاطمه فاطمهسیدتی سیدتی ـ فاطمه فاطمهسیدتی سیدتی ـ فاطمه فاطمه (3)گشته مکّه مجنوندو جهان چراغوندشمنای پیمبرهمگی هراسوناون حامیِ ولایته ـ فاطمه فاطمهسرچشمه‌ی امامته ـ فاطمه فاطمهسیدتی سیدتی ـ فاطمه فاطمهسیدتی سیدتی ـ فاطمه فاطمه (3)

 

جامدل شده جامِ زهراعبد مرامِ زهراتمام افتخارممنم غلامِ زهرایا فاطمه یا زهرا (3)فاطمه جان فدایتهر دو جهان گدایتاین دل پر گناه واز تو کمی عنایتیا فاطمه یا زهرا (3)ای مه و ماه حیدرپشت و پناه حیدرمانده دو چشم تو درعمقِ نگاهِ حیدریا فاطمه یا زهرا (3)

 

شور و بحر طویل

یا فاطمه یا فاطمه ـ یا فاطمه یا فاطمه(2)توی صحرای حجاز، دشمنای پدرت هزار هزار، منو طعنه می‌زدند، هی می‌گفتند که نبی یار ندارن، یار و غمخوار نداره، یه پرستار نداره، این نبی بعد علی بی یاره کوثر نداره، صدفش ذره‌ای گوهر نداره، اومدی دیونه کردی فاطمه، دشمن و ویرونه کردی فاطمه، ببین از لب‌های من خنده می‌آد، هر دو چشمات بابا حرف می‌زنه، گل گلخونه‌ی من، یکی یک دونه‌ی من، فاطمه چراغ آشیونه‌ی من، گرمیِ خونه‌ی من، زهرا من فدای خنده‌هات بشم، زنده از دوای اون نگات بشم، نگاه کن علی خریدار توئه، گرد گهواره نگهدارِ توئه، پس نگهدار علی باش باباجون، هر کجا باشه تو هم پیشش بمون، اون غریبه مثل تو فاطمه جون، علی مثل منه اون یار نداره، یه روزی چشمای اون خون می‌باره، تو کوچه شرر به آهش می‌زنند، سیلی به صورت ماهش می‌زنند ...

 

مادرِ سادات، مادرم زهرا(3)دلِ دیونه، می و می‌خونه، همه‌ی عالم، شده گلخونه، شبِ میلادت، به تو دل بسته، گلِ پیغمبر، این دلِ خسته، اسم زیبایت، به لبم هر شب، ای خدا اومد، مادرِ زینب، می‌گم این حرف و، مرد و مردونه، دل من هر جا، تو رو می‌خونه، کسی که دل رو، به تو می‌بنده، وقتِ جون دادن، دیگه می‌خنده ...

امّ الائمه یا زهرا ـ یا زهرا ـ یا زهرا (2)فاطمیون لاله بیارید برا گل‌ها ژاله بیاریدخورشید عاشقا دمیده مادرِ سَیّدا رسیده * * *همه عالم مستِ نگاهش شیعیانش زیرِ پناهشعشقِ زهرا خیلی نیازه از دلامون طلا می‌سازه* * *دل اومد دلبر اومد سرور اومد ساغر اومدمی اومد مستی اومد هستی اومد کوثر اومدبه حیدر دلبر و قلبِ نبی را نورِ عینهخوشم از این که زهرا مادرِ آقام حسینهدلم می‌خواد یه روزی مثلِ خاکِ زیرِ پاش شمبمیرم پیش چشماش من شهیدِ گفته‌هاش شم* * *زمانی که خدیجه فاطمه را در جنین بودخدا داند که زهرا مادرش را همنشین بودبسان لحظه‌ای که در رحم آن مه جبین بودحسین هم فاطمه را در جنین چون همنشین بودچه کس دیده که فرزندی چنین مانند مادرکه هر دو بهرِ مادر بوده‌اند دلدار و دلبرعرشیان یکسره تکبیر زنان آمده‌اندخیلِ خوبان بهشت خنده کنان آمده‌اندبوی یاس است و صدایی که فقط می‌گویدمادرِ آل محمد به جهان آمده‌اند

 

حضرت فاطمه ـ یا فاطمه (3)هست این برایم افتخار هستم گدای فاطمهپر می‌زند مرغِ دلم پر در هوای فاطمهگر جان دهم در راه او صد پاره پیکر هم شومباشد سعادت ای خدا باشم فدای فاطمهشد توتیای چشمِ من روشن نمای قلب منخاک بقیع خسته و غربت سرای فاطمهجز او ندارم در سرم هرگز خیالِ دیگریخود را به مسلخ می‌برم تنها برای فاطمههر جا که ذکر نام او بر لب تجلّی می‌کنددر سینه غوغا می‌کند مهر و لوای فاطمهگر او طلب کردی ز من هستی و دنیای مراعمر و تمام زندگی ریزم به پای فاطمهاز کودکی تا مردنم هر لحظه نامش می‌برم دارم به قلب عاشقم شور و نوای فاطمه

پنجشنبه 21 خرداد ماه سال 1388

این شعر توسط آقای رفیعا در محضر مقام معظم رهبری اجرا شد که بهره ای هم از طنز برده است


ببینید ....