X
تبلیغات
رایتل

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

دوشنبه 30 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 11:18

اشعار روز پنجم محرم (شعری در باره حضرت حر)

او ابر مردی ز شهر درد بود

بر صف آزاد مردان مرد بود

تشنه اما از شرف پیمانه پر

زاده آزاده بود اما نام حر

گفت با خود ای زغفلت  پا به گل

ای به پیش فاطمه فردا خجل

قلب زهرا را شکستی وای تو

بر حسینش راه بستی وای تو

تا مجالی هست فکر چاره کن

دفتر جرم و گنه را پاره کن

چکمه بر گردن به صد جوش و خروش

شد شتابان نزد پیر می فروش

گفت من عبد و تو اربابی مرا

آمدم تا که دریابی مرا

با نگاه خود خدایی کن مرا

کوفی ام کرب و بلائی کن مرا

دیشب این قوم به هم پیوستند

سر عباس تو پیمان بستند

تا که گردد نیستت هستم بگیر

جان زهرا مادرت دستم بگیر

با تبسم گفت پیر می فروش

باده غیرت بگیر از من بنوش

پس تو سر بالا کن از مهمان ما

وی به چشمت سرمه عرفان ما

تو از اول حر ما بوی بیا

راه گم کردی کجا بودی بیا

توبه را ما یاد آدم داده ایم

ما برائت را به مریم داده ایم

هر خرابی پیش ما آباد شد

هر که شد شاگرد ما استاد شد

این که گردیدی به عشق ما اسیر

مادرم فرمود دستش را بگیر

گر که گردی در رکاب ما شهید

رو سفیدی رو سفیدی رو سفید

منبع : وبلاگ انصار الحسین

نظرات (1)
+ ای
O\حیلی ممنون از این شعر واقعا فیض بردم اشگم جاری شد جزاکم الله خیرالجزا
پنج‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:26
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :