X
تبلیغات
شیکسون

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

سه‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 12:22

شعر سینه زنی امام حسین (ع) به همراه فایل صوتی سبک نوحه

یه خدا و یه جهان و یه خیابون که بین الحرمینه
دو تاگنبد دو تا مرقد که برای ابالفضل و حسینه
لک لبیک (3) حسین عزیز زهرا

  بیا تا یه سیب سرخو بو کنیم

میون گریه یه آرزو کنیم

اگه قسمت شد بریم به کربلا

حرمو با مژمون جارو کنیم

خدا رو شکر که می تونیم نوکرای عزیز زهرا باشیم
سینه زنها چی می شه تا یه محرم همه کربلا باشیم
لک لبیک (3) حسین عزیز زهرا
شب بارون با دل خون دل مجنون هوا لیلا رو داره
شب گریه زیر بیرق دل عاشق هوا کربلا داره
لک لبیک (3) حسین عزیز زهرا
روی دوشم علم تو توی قلبم همیشه حرم تو
یعنی میشه که ببینم روی چشمام یه روزی قدم تو
لک لبیک (3) حسین عزیز زهرا
جان ارباب دل بی تاب از کوچیکی تب و تاب تو داره
از همون وقت چشمای من آرزوی یه شب خوابتو داره
لک لبیک (3) حسین عزیز زهرا

دانلود سبک نوحه

شنبه 26 دی‌ماه سال 1388 ساعت 22:50

شعری زیبا برای سینه زنی در مجالس امام حسین (ع)

روز محشر که میشه یکی میاد ندا میده

بد وخوب جدا میشه هر کس رو جایی جا می ده

دوزخی ها به جهنم و بهشتی ها بهشت

نوبت سینه زنها برات کربلا میده

شور و عشق و حالمون فقط حسین فاطمه (س)است

عشق بی زوالمون فقط حسین فاطمه است

یه سر موی حسین رو نمی دیم به عالمین

نامه اعمالمون فقط حسین فاطمه است

ما بهشت بی حسین رو نمی خوایم آی آدما

با بهشت کار نداریم بهشت باشه مال شما

ما حسینی مسلکیم و از حسین دم میزنیم

یا حسین میگیم و از بهشت می ریم کرببلا

من فقط از کربلا نور دو عینشو میخوام

خاک دلربای بین الحرمینش رو میخوام

پهلوون اسمی کرببلا عشق منه

من فقط گنبد عباس حسینشو میخوام

شاعر: ؟؟؟
پنج‌شنبه 24 دی‌ماه سال 1388 ساعت 19:28

شعری در مورد شهدا به همراه فایل سبک شعر * منبع :در نواحی نوحه*

السلام علیکم یا انصار اباعبدالله الحسین علیه السلام

 

دل خسته‌م جا مونده از قافلة مسافرای حرم
عمریه که تو قفس دلتنگی‌ها اسیره بال و پرم

هر روز غروب میام، با کوله بار غصه و غم

تا دست لطفشو، بکشه آقا روی دلم

 

با دلی پر امید اومدم از نگاه لطف تو حاجت بگیرم

از کرامت چشمای تو تذکرة سرخ شهادت بگیرم

 

اونکه شیدای شهادت نیست بجز قلبی غرق آه نداره
هرکسی داره هراس از سردادن به کربلا راه نداره

 

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

--------------------------------

 

شما رفتید و سهمم از فراقتون خسته حالیه هنوز

توی خط مقدم معرکه ها جاتون خالیه هنوز

آروم نمی‌گرفت ، طوفان نگاتون به خدا

درس رشادته ، دلاوری‌هاتون به خدا

 

چه عاشقونه جون می‌دادید تا دل آقاتونو ماتم نگیره

لاله لاله پرپر می‌شدید تا باغ چشماش بغض شبنم نگیره

 

خدا اون روزو نیاره که با کوهِ غمها بمونه آقا
کربلائی ها نباشید و تو کوفه تنها بمونه آقا

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

عزت و سربلندی مون در گرو اطاعت از ولیه
آقایی که به روی دوشش علم ولایت علیه

در اهتزازه باز ، پرچمای خونرنگِ حسین

از لطف نهضتِ ، عاشورایی ماه خمین

 

ایشالا با اون دستایی که داره نشون از علمدار علقمه

پرچم و می‌ده رهبر آزادة ما دست عزیز فاطمه

 

تا نفس داریم تو سینه دم می‌گیریم خونی که در رگ ماست
هدیة ناقابل ما سینه زنها به سید الشهداست

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

--------------------------------

 

غروب جمعه محراب جمکرونت پناه اشکامونه

اشک چشمام برای تو عریضه غربتمو می‌خونه

 

آقا ببین کسی ، ندبه هامو باور نداره

اصلاً همه می‌گن ، شیعة تو یاور نداره

 

اما می‌دونم که یه روزی از این روزا با بیرق سرخ حسین

می‌رسی و با ذوالفقارت محشری بر پا می‌شه بین الحرمین

 

زمونه چشم انتظارِ لحظه‌های رجعت خون خداست
دل عالم در تب و تابِ طلوع خورشید کرب و بلاست

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

سبک سرود پایانی

 

لینک همخوانی همین سرود در محضر رهبر معظم انقلاب

شنبه 5 دی‌ماه سال 1388 ساعت 17:18

یک شعر سینه زنی واحد

من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم

روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسینی

سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

عالم ذر ذره ای از خاک پای حضرتش

از برای افتخار از حضرت داور گرفتم

بر در دروازۀ ساعات یک ساعت نشستم

تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم

زینبی دیدم چه زینب کاش مداحش بمیرد

من ز آه آتشینش پای تا سر در گرفتم

سر شکسته دل پر از خون دیده خون آلود اما

حالتی دیدم که بر خود حالتی دیگر گرفتم

ام لیلا رعشه بر اندام دیدم اوفتاده

گفت من این رعشه از داغ علی اکبر گرفتم

نا گه از بالای نی فرمود شاه تشنه کامان

سر براه دوست دادم زندگی از سر گرفتم

اکبرم کشتند و عون و جعفر وعباس و قاسم

تا خودم از تشنگی اب از دم خنجر گرفتم

گفت ساعی زین مصیبت  از دردربار جانان

حظّ ازادی برای اکبر و اصغر گرفتم

شعر از مرحوم حاج مرشد چلویی

پنج‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1388 ساعت 23:39

شعر سینه زنی واحد تند برای مجالس محرم

هرکه غمت  را خرید، عشرت عالم فروخت

باخبرانِ غم‏ ات، بی‎خبر از عالم‏ند

روی نیازم کجاست؟ روی حسین است و بس

قبلۀ قلبم کجاست؟ کوی حسین است و بس

سلسلۀ عشق را، سلسله جنبان خداست

سلسلۀ عشق چیست؟ بوی حسین است و بس.

رحمت و لطف و کرم، عشق و صفا در جهان

       بخشش و جود و وفا، خوی حسین است و بس

روز جزا در امان، هرکه رود ای عزیز

از برکاتِ دم و هوی حسین است و بس

بوی بهشت خدا از حرمش میوزد

بوی بهشت خدا، بوی بهشت است و بس

کوسن و حوض بهشت، جنت و نهر حیات

 اندکی از قطره‏ی جوی حسین است و بس

سلسلۀ عشق را، سلسله جنبان خداست...

سلسلۀ عشق چیست؟ بوی حسین است و بس.

روز جزا میرود، خنده ‏کنان در بهشت

هرکه به دنیا کند، گریه برای حسین گریه برای حسین

 ای که مرا خوانده ‏ای،راه نشانم بده،

گوشه‏ ای از کربلا، جا و مکانم بده

هرکه غمت، هرکه غمت را خرید عشرت عالم فروخت

 باخبرانِ غمت، بی‎خبر از عالم‏ند

پنج‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1388 ساعت 23:15

شعر سینه زنی واحد تند اجرا شده توسط احد قدمی

ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

گوشه ای از کربلا جا و مکانم بده

ما خراب افتادگان گوشه ی می خانه ایم

مست چشم ساقی و دیوانه ی پیمانه ایم

دلبر  ما  با   نگاهی  اختیار  از  ما  گرفت

عقل ما را جلوه ی رخسار یار از ما گرفت

ما ز دریای جنون می خورده و مجنون شده ایم

از  مدار  عقل  و  شهر  عاقلان  بیرون  شدیم

انتظار عقل از دیوانه گان بی جا بود

چون که مجنون در کمند طره ی لیلا شدیم

دوزخ از من میگریزد گر بگویم یا حسین

آب و بر آتش بریزم گر  بگویم یا حسین

یکشنبه 29 دی‌ماه سال 1387 ساعت 22:20

شعر سینه زنی

سبک کی گفته من بی کس و کارم

//////////////////////////////////////

الهی من برات بمیرم     به عشق تو ببین اسیرم

حسین من،زیباترین عشق الهی --- به عاشقت کن یه نگاهی

بی تو میشم غرق تباهی (2)

******

الهی من برات بمیرم     به عشق تو ببین اسیرم

می دونی من، به عشق روی تو اسیرم----ذکر تو رو به لب می گیرم

وجود من نذر تو بوده---- اگه بگی بمیر می میرم

******

دیوونه ی کرببلاتم     کبوتر گنبد طلاتم

به عشق تو گذاشت دلم سر به بیابون----برات شده همیشه مدیون

اگه پای عشق تو باشه---- چه ارزشی داره دل و جون

******

یه رخصتی تا پر بگیرم     میدونی من بی تو میمیرم

نیست به خدا، هیچ کجایی مثل تو دلبر----از همه عالمی غریب تر

                                    توئی همون که تا تورو دید----فاطمه گفت غریب مادر


منبع : وبلاگ اشعار مذهبی

چهارشنبه 11 دی‌ماه سال 1387 ساعت 02:17

کربلا یعنی ...

کربلا یعنی  تـَوَ لا  داشتن

 مهر حیدر عشق  زهرا  داشتن

کربلا یعنی تبرّای شدید

از پلیدی‌های دوران و یزید

کربلا یعنی اطاعت از امام

گه به حکم او نشستن گه قیام

کربلا یعنی که یار رهبری

از حسین عصر خود فرمانبری

کربلا یعنی تحول در وجود        جامه زهد و حیا را  تار وُ پود

کربلا یعنی به حق واصل شدن        یار حق ، دشمن ِ باطل شدن

کربلا یعنی بیا جانانه شو

گِرد ِ شمع عشق ِحق ، پروانه شو

کربلا یعنی کتاب عشق حق

از الف تا یای او سرمشق حق

کربلا یعنی که انسی با نماز        روی بر درگاه ربّ بی نیاز

کربلا یعنی که خون ، آب وضو         با خدا ، بی واسطه در گفت وُ گو

کربلا  یعنی همیشه  مکتبی

تو حسینی ، خواهر تو زینبی

کربلا یعنی سراپا جان شدن

در منای عاشقی  قربان شدن

کربلا یعنی سر و جان باختن

پل به معراج شرافت ساختن

کربلا یعنی که عاشورای خون

موسم انا الیه الراجعون

کربلا یعنی گل ِ احمر شدن

روی دست باغبان پرپر شدن

کربلا یعنی هم آغوش عجل

تلخی مرگش نکوتر از عسل

ربلا یعنی  بهار ِ تشنگی

شعله ور دل از شرار تشنگی

کربلا یعنی چو گل افروختن

پیش آب از تشنه کامی سوختن

کربلا یعنی که در دریای ِ آب

تشنه اما ، آب کردن را جواب

کربلا یعنی فغان و زمزمه

خنجر و هنجر نگاه  فاطمه

کربلا یعنی که تیـغ وُ جسم یار

یک هزار و نهصد و پنجاه بار

کربلا یعنی قلم یعنی کتاب

پیکر قرآن وُ  زخم ِ بی حساب

کربلا یعنی عطش یعنی شرار        خیمه و طفلان در حال ِ فرار

کربلا یعنی سراپا عشق و شور

گه به نیزه ، گاه در کنج تنور

کربلا یعنی که نیلی روی ماه

صورت طفلان و سیلی  آه! آه!

کربلا یعنی که حق در سلسله

پاسخ اشک یتیمان هلهله

کربلا یعنی شب و اخت الامام

در نماز ، اما نماز ِ بی قیام

کربلا یعنی که در بازارها

کعبه اما کعبهء آزارها

کربلا یعنی که آیات ِ حکیم        یک زن و هفتاد وُ  دو داغ عظیم

زن مگو زهرای ثانی بود او

در حسین ِ خویش فانی بود او

یک شب بی نافله زینب نداشت

غیر ذکر یا حسین بر لب نداشت

یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1387 ساعت 02:41

شعری از مهدی مختاری

دلم هوایی شده و گرفته باز بهونه بهونه بهونه

دوباره فکر کربلات کرده منو دیونه دیونه دیونه

تا که بگی اسم تو رو هم تو زوارام نوشتم نوشتم نوشتم

آواره روضه هاتم آقا خونه به خونه به خونه به خونه

از خرمن کرامتت آقا یک خوشه میخوام آقا یک خوشه میخوام آقاجان

من حور و جنت نمی خوام من یه شش گوشه می خوام من یه شش گوشه می خوام آقا جان

(حسین یا ثارالله یا ثارالله ابی عبدالله)

شکر خدا که از ازل به عشق تو اسیرم امیرم امیرم

مادر من گریه کنان تو روضه داده شیرم امیرم امیرم

آره آقا تو رو دارم کی گفته من فقیرم امیرم امیرم

تموم آروزم اینه زیر علم بمیرم امیرم امیرم

بلد نبودم اسسمو هی می گفتم یا حسین ، هی می گفتم یا حسین، آقا جان

خودت بگو حق منه نرم بین الحرمین ، نرم بین الحرمین، آقا جان

(حسین یا ثارالله یا ثارالله ابی عبدالله)

هر جا برات روضه بگیرم به دو دنیا رشکه حسین جان حسین جان

آبرویی که دارم از همین دو قطره اشکه حسین جان حسین جان

از وقتی دستامو گذاشتی توی دست عباس حسین جان حسین جان

روضه جون کندن من روضه اشک مشکه حسین جان حسین جان

تموم شادی جهان هر چی عشق تو عالمه، هر چی عشق تو عالمه ، آقاجان

عوض نمی کنم آقا با یه شب تو علقمه ، با یه شب تو علقمه ، آقاجان

(حسین یا ثارالله یا ثارالله ابی عبدالله)

برای دانلود فایل صوتی مداحی مهدی مختاری اینجا را کلیک کنید.

شنبه 6 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 20:51

باز باران با ترانه

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

یادم آید کربلا را

دشت پر شور و نوا را

گردش یک روز غمگین

گرم و خونین

لرزش طفلان نالان

زیر تیغ و نیزه ها را

*

باز باران با صدای گریه های کودکانه

از فراز گونه های زرد و عطشان

با گهرهای فراوان

می چکد از چشم طفلان پریشان

پشت نخلستان نشسته

رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی

چشم در چشمان هم آرام و سنگین

می چکد آهسته از چشمان سقا

بر لب این رود پیچان

باز باران

*

باز باران با ترانه

آید از چشمان مردی خسته جان

هیهات بر لب

از عطش در تاب و در تب

نرم نرمک می چکد این قطره ها روی لب

شش ماهه طفلی

رو به پایان

مرد محزون

دست پر خون می فشاند

از گلوی نازک شش ماهه

بر لب های خشک آسمان با چشم گریان

باز باران

*

باز هم اینجا عطش

آتش شراره جسمها

افتاده بی سر پاره پاره

می چکد از گوشها باران خون و کودکان بی گوشواره

شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان

وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان

دستها آماده شلاق و سیلی

چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی

دراین صحرای سوزان

می دود طفلی سه ساله

پر زناله

پای خسته

دلشکسته

روبرو بر نیزه ها خورشید تابان

می چکد از نوک سرخ نیزه ها

بر خاک سوزان

باز باران باز باران

*

قطره قطره می چکد از چوب محمل

خاک‌های چادر زینب به آرامی شود گل

می رود این کاروان منزل به منزل

می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران

آری آری

باز سنگ و باز باران

آری آری

تا نگیرد شعله ها در دل زبانه

تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه

تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی

بر فراز خیمه برگونه ها

بر مشک ساقی

کاش می بارید باران.

علی اصغر کوهکن

برگرفته از وبلاگ جایی برای آزمودن

1 2 >>