X
تبلیغات
شیکسون

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

جمعه 2 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:56

وداع با حرم امام حسین (ع) مخصوص زائران حرم حسینی در لحظه وداع

با سلام

بنده این شعر را در حرم اباعبدلله حسین خوندم در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۹ چند بیت کوتاه و مختصره.


الوداع ای حرم خون خدا

الوداع پادشه کرب و بلا

الوداع ضریح شش گوش آقا

الوداع ای شهدای سر جدا

الوداع گریه و شور و زمزمه

الوداع شاه شهید علقمه

الوداع سینه زنا ، گریه کنا

الوداع عاشقای کرب و بلا

الوداع ای حرم امن خدا

الوداع ای سرزمین نینوا

الوداع ای سرزمین خاک و خون

ناله انا الیه راجعون

جمعه 13 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 00:17

شعر چاوشی خوانی حجاج (شعر بازگشت از مدینه و مکه)

من از دیار شکوه و جلال می آیم

ز سرزمین اذان بلال می آیم

ز دشت لاله خونین سینه آمده ام

شکسته دل ز دیار مدینه آمده ام

زمانه چو گرداب و ساحلم آنجاست

تنم به خاک وطن باشد و دلم آنجاست

نصیب مرغ  دل من شکسته بالی بود

پرم ز غصه و جای همه چه خالی بود

مدینه با دل زوار گفتگوها داشت

گل مدینه ز احساس رنگ و بوها داشت

مدینه با دل آتش گرفته خو دارد

خدا نصیب کند هر که آرزو دارد

نسیم وار به هر کوی در به در گشتم

مزار گمشده پیدا نکرده برگشتم

 شاعر: علی انسانی

دوشنبه 2 دی‌ماه سال 1387 ساعت 02:02

چاووشی خوانی و رباعی

اشعار زیر از وبلاگ حسن فطرس برداشته شده است.

«صلوات»


 اول به نبی حضرت خاتم صلوات
دوم به علی شیر دو عالم صلوات
سوم به گل وجودِ پاک زهرا
چهارم به حسن خونجگر غم صلوات
از بهر حسین آن شه کرب و بلا
وآن تشنه‌ی در مقتلِ ماتم صلوات

 

«یا الله»


اول به وجود پاک آن یکّه پناه
با نیت قرب او بگو یا الله
دوم به رسول حق جمیع حسنات
بفرست مسلمان به محمّد صلوات
سوم به علی مخزن اسرار حیات
بر حضرت فاطمه نگارش صلوات
چهارم به حسن منشاء خیر و برکات
بفرست به خون دل دمادم صلوات
پنجم به حسین دین قتل العبرات
بر کرب و بلا و اهل بیتش صلوات
بر هشت امام کرم و وجود و برات
بر گلرخ صاحب الزمان گو صلوات


 

«کربلا»


ای مسافر که تو از کرب و بلا می‌آیی
از مزار پسر شیر خدا می‌آیی
خبر از غربت و غم‌های حسین آوردی
خسته از ظلم و ستم، جور و جفا می‌آیی
رفتی و مرقد شش گوشه بغل کردی تو
از دیار غم شاه شهداء می‌آیی
دیده‌ای زینب کبری به کجا ناله زده
از برِ علقمه‌ی شاهِ وفا می‌آیی
ای که کفین ابالفضل ربود از تو قرار
از مقام شهدا، سعی و صفا می‌آیی
ناله کردی به نجف آن حرم نورانی
ای که از صحن و سرای مرتضی می‌آیی
گریه کردی تو به یاد دل زهرا هر جا
از حریم کاظمین و سامرا می‌آیی

جمعه 22 آذر‌ماه سال 1387 ساعت 22:01

بقیع

جلوه جنت‏به چشم خاکیان دارد بقیع

جلوه جنت‏به چشم خاکیان دارد بقیع

یا صفاى خلوت افلاکیان دارد بقیع

گر حصار کعبه را جبریل دربانى کند

صد چو موسى و مسیحا پاسبان دارد بقیع

گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است

الفتى با مهر و ماه آسمان دارد بقیع

گرچه محصولش بظاهر یک نیستان ناله است

یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع

گرچه مى‏تابد بر او خورشید سوزان حجاز

از پر و بال ملائک سایبان دارد بقیع

میتوان گفت ازگلاب گریه اهل نظر

بى نهایت چشمه اشک روان دارد بقیع

بشکند بار امانت گرچه پشت کوه را

قدرت حمل چنین بار گران دارد بقیع

تا سروکارش بود با عترت پاک رسول

کى عنایت‏با کم و کیف جهان دارد بقیع

این مبارک بقعه را حاجت‏بنور ماه نیست

در دل هر ذره خورشیدى نهان دارد بقیع

اینکه ریزد از در و دیوار او گرد ملال

هر وجب خاکش هزاران داستان دارد بقیع

چون شد ابراهیم قربان حسین فاطمه

پاس حفظ این امانت را بجان دارد بقیع

فاطمه بنت اسد عباس عم، ام البنین

اینهمه همسایه عرش آستان دارد بقیع

در پناه مجتبى در ظل زین العابدین

ارتباط معنوى با قدسیان دارد بقیع

باقر علم نبى و صادق آل رسول

خفته‏اند آنجا که عمر جاودان دارد بقیع

×××

قرنها بگذشته بر این ماجرا اما هنوز

داغ هجده ساله زهراى جوان دارد بقیع

کس نمیداند چرا یا قرة عین الرسول

منظره فصل غم انگیر خزان دارد بقیع

آخر اینجا قصه گوى رنج‏بى پایان تست

غصه و غم کاروان در کاروان دارد بقیع

خفته بین منبر و محرابى اما بازهم

از تو اى انسیه حورا نشان دارد بقیع

راز مخفى بودن قبر ترا با ما نگفت

تا بکى مهر خموشى بر دهان دارد بقیع؟

شب که تنها میشود با خلوت روحانى‏اش

اى مدینه انتظار میهمان دارد بقیع

شب که تاریک است و در بر روى مردم بسته‏اند

زائرى چون مهدى صاحب زمان دارد بقیع

کاش باشد قبضه خاکم در آن وادى «شفق‏»

چون ز فیض فاطمه خط امان دارد بقیع

محمد جواد غفور زاده کاشانى (شفق)
جمعه 6 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 17:36

باز هم یک شعر کربلایی از باستان شاعر با صفای اهل بیت

یادش بخیر اون روزی که رفته بودیم به کربلا

چه خوش گذشت جاتون خالی تو حرم شیر خدا

باعاشقا قدم زنون تو خاک بین الحرمین

یادش بخیر یادش بخیر شش گوشه ناز حسین

یادش بخیر تو حرم امیر شاه عالمین

پهلوون پهلوونا عباس علمدار حسین

یادش بخیر به یادتون سینه زدیم سینه زنا

رو تل زینبیه و رو کف العباس حسین

جاتون خالی چه خوش گذشت تو شهر شاه لو کشف

یادش بخیر صفایی داشت شبها تو ایوون نجف

یادش بخیر زیارت تو کاظمین و سامرا

الهی که با هم بریم یه بار دیگه به کربلا